بحران ما این است که نتیجه را بدون پیمودن راه می‌خواهیم، پیروزی را بدون صبر می‌طلبیم و فهم را بدون رنج جست‌وجو می‌کنیم.
در حالی که راز حکمت آن است که خودِ راه، نتیجه است؛ امتحان، رحمتی پنهان است؛ و رنج، همان فهم و بینش است.

شگفت آن‌که لحظه شکستگی، گاه همان لحظه پیروزی است.
آن هنگام که همه تکیه‌گاه‌هایی که به خود نسبت می‌دادی از تو گرفته می‌شود و با ضعف خویش روبه‌رو می‌شوی، درهای قدرتی تازه به رویت گشوده می‌شود.

گشایش آن نیست که شرایط بیرونی تغییر کند؛
بل آن است که آگاهی تو دگرگون شود:
این‌که دریابی تنها نیستی و دستی در پس پرده در کار است؛ دستی که تدبیر می‌کند، می‌بافد و درهایی را به رویت می‌گشاید که پیش از آن نمی‌دیدی.

آرامش آن نیست که همه چیز را بفهمی؛
بل آن است که با وجود نفهمیدن بسیاری از امور، دل‌آسوده باشی؛
این‌که به حکمت خداوند تکیه کنی، نه به محاسبات محدود خود.

از همان‌جا گشایش آغاز می‌شود،
و از همان‌جا انسان می‌آموزد که به دنیا نه با چشم خواهش و خواسته، بلکه با چشم حکمت بنگرد.