مناجات ۴۳
📖 زمزمههای بیپایان با خدا
مناجات شماره ۴۳: "ای صاحبِ آرامشهای بیصدا…"
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خدایا…
بعضی نعمتها
نه دیده میشوند
و نه به زبان میآیند؛
مثل آرامشی که ناگهان
در دلِ یک نگرانی مینشیند،
مثل امیدی که بیدلیل
در تاریکی جوانه میزند،
و مثل حضوری که دیده نمیشود
اما همهچیز را دگرگون میکند.
پروردگارا،
مرا از آن آرامشها نصیب ده؛
آرامشی که وابسته به شرایط نیست،
به آمدن و رفتن آدمها نیست،
به داشتن و نداشتن نیست؛
آرامشی که فقط
از نزدیکی تو میآید.
خدایا…
دل مرا از شلوغیِ بیهوده خالی کن،
از فکرهایی که راه به جایی نمیبرند،
از نگرانیهایی که هنوز نیامدهاند،
و از غمهایی که به تو سپرده نشدهاند.
جایی در قلبم بساز
که فقط نور تو در آن ساکن باشد.
ای مهربانِ بیکران،
وقتی درگیرِ ظاهرِ اتفاقها میشوم،
یادم بیاور
که حقیقت، عمیقتر از آن چیزیست
که چشم میبیند.
و وقتی از نتیجهها میترسم،
مرا به اعتمادی برسان
که از هر پاسخی آرامبخشتر است.
خدایا…
بگذار هر روز
اندکی بیشتر به تو نزدیک شوم؛
نه با قدمهای بزرگ،
بلکه با دلهایی صادق،
با امیدی آرام،
و با ایمانی که در سکوت رشد میکند.
🕊️ جرقهای برای دل:
بعضی از زیباترین هدیههای خدا صدا ندارند؛ فقط آرامش میآورند.