غبارِ مادّه را از شانه‌هایت بتکان... زیرا آفریده نشده‌ای که زندانی آنچه چشمانت می‌بینند باشی.

انسان خود را خسته کرده است در تعقیب چیزهایی که فانی می‌شوند، تا آنچه باقی می‌ماند را فراموش کرده است. طلا جمع کرد، کاخ‌ها ساخت، و به دنبال عنوان‌ها و جایگاه‌ها دوید؛ اما وقتی با خویشتن خلوت کرد، دریافت که خلأ درونش را نه مال پُر می‌کند، نه مقام، و نه تشویق مردم.

در وجود انسان تشنگی‌ای هست که جز نزدیکی به خدا سیراب نمی‌شود، و گرسنگی‌ای که جز با یقین آرام نمی‌گیرد.

گمان می‌کنی سفرت از روزی آغاز شد که جسمت متولد شد، اما حقیقت این است که سفر تو از روزی آغاز می‌شود که روحت بیدار شود.

روزی که درمی‌یابی زندگی مسابقه‌ای به سوی خاک نیست، بلکه راهی است برای شناخت خدا؛ و هر آنچه پیرامون توست، نشانه‌ای است که تو را به اندیشیدن دعوت می‌کند، نه به غفلت.

در درون تو رازی بزرگ نهفته است... نه نیرویی خارق‌العاده، نه دانشی مرموز، و نه کلیدهایی برای دانستن غیب؛ بلکه همان نوری که خداوند در قلب کسی قرار داده است که در طلب او صادق باشد.

پس هنگامی که قلب از تکبر پاک شود، توبه آن را بشوید و یاد خدا آن را زنده کند، معانی‌ای از ایمان بر او آشکار می‌شود که واژه‌ها توان توصیفشان را ندارند.

چه بسیار انسان‌هایی که تمام عمر با چشم‌هایشان نگریستند، اما هیچ ندیدند. و چه بسیار مؤمنانی که با قلبشان نگاه کردند و از نشانه‌های خداوند چنان دیدند که روحشان را از آرامش پر کرد.

زیرا بصیرت در آنچه چشم‌ها می‌بینند نیست؛ بلکه در آن چیزی است که خداوند دل‌ها را به سوی آن هدایت می‌کند.

نگذار دنیا تو را هر جا که می‌خواهد ببرد؛ بلکه تو آن را با اطاعت از خدا هدایت کن.

بنده شهوت نباش، اسیر ترس نباش، و گروگان گذشته نمان.

زیرا آفریده شده‌ای که به واسطه خدا آزاد باشی، نه اینکه بنده چیزی جز او شوی.

هر راهی که تو را به خالقت نزدیک نکند، هرچقدر هم زیبا به نظر برسد، سرانجامش خستگی خواهد بود.

و هر راهی که با اخلاص برای خدا آغاز شود، حتی اگر پر از سختی باشد، پایانش به نور خواهد رسید.

از راه نپرس که به کجا ختم می‌شود؛ بلکه از خودت بپرس: «به سوی چه کسی در حرکت هستم؟»

اگر مقصدت خدا باشد، رنجت هرگز بیهوده نخواهد بود و گام‌هایت ناامید نخواهند شد.

ممکن است بلغزی، ممکن است گریه کنی، و ممکن است زمین با تمام وسعتش بر تو تنگ شود؛ اما کسی که خدا را هدف خویش قرار دهد، خداوند برای هر تنگنایی راه خروجی، برای هر اندوهی گشایشی، و برای هر تاریکی‌ای نوری قرار خواهد داد.

بدان که بزرگ‌ترین حجاب‌ها، آن‌هایی نیستند که در برابر چشمانت قرار دارند؛ بلکه آن‌هایی هستند که قلبت را پوشانده‌اند.

پس هنگامی که غفلت کنار رود، نعمت‌های خدا را در همه چیز خواهی دید، رحمت او را در سختی‌ها پیش از آسایش خواهی یافت، و حکمت او را در آنچه از تو بازداشته، همان‌گونه که در آنچه به تو بخشیده است، مشاهده خواهی کرد.

پس برخیز... و غبار سالیان را از روحت بتکان.

هیاهوی دنیا را در درونت خاموش کن، قلبت را به نور قرآن بگشا و ذکر خدا را بسیار کن؛ زیرا نور حقیقی خریدنی نیست و جز به کسی بخشیده نمی‌شود که با صداقت به سوی پروردگارش روی آورد.

آنگاه خواهی فهمید که حقیقت چیزی نیست که در بیرون از خود جست‌وجویش کنی؛ بلکه هدایتی است که خداوند در قلب هر یک از بندگانش که بخواهد می‌کارد.